|
|
|
|
|
وقتي كه مي رفتم
در چشمه سار مردمك هايم عشقي نمي جوشيد
اما چرا در دشت چشمانت سيلاب تند اشك جاري بود؟!
وقتي كه من اواي رفتن مي سرودم با تمام شوق
ايا اميد بازگشتم در خيالت بود يا اخرين ديدارمان را گريه مي كردي؟! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:54 توسط بهنوش
|
|
||